اخطار
به نام خدای متعال
متن و تصاویر زیر را توسط ایمیل دریافت کردم و جهت اطلاعرسانی در اینجا هم قرار دادم.
"با درود! قابل توجه دوستانی که از کافی نت استفاده میکنند وسیله سیاه رنگی که در عکس میبیند و در سر راه کیبورد و هارد قرار گرفته، تمامی نوشته های شما را در خود ذخیره میکند . به جز مسائل امنیتی مراقب نوشتن شماره تلفن و شماره حساب, پسوردهای مهم و غیره باشید. پیش از استفاده از کامپیوترهای کافی نت پشت آن را چک نمایید."


لطفن ارام باشید
بعضیها چقدر خدا خدا میکنن
چقدر ادعای دین داریشون میشه
اما هنوز خلقشون تنگه و کلی عصبی هستن
از نوشتههاشون داد میزنه
فقط خودم نخوندم که بگم چون نقد شدم اینطور فکر میکنم
از چند نفر دیگر هم خواهش کردم بخونن
و اونها هم نظر موافق بنده دادند با شدت بیشتر
به این معنی که "تابلو هست طرف عصبانیه"
به همین دلیل با انسانهای عصبانی بحث نمیکنم.
چون رفتارهاشون تنش زاست
کسی رو که خودش زده به خواب نمیشه بیدار کرد.
به امید هوشیاری
یا علی
مرد باربر
به نام الله تعالی
چهار پنج روز پیش بود که رفته بودم بازار تهران ...
خیابان پانزده خرداد، از مسجد شاه داشتم رد میشدم که آقایی مسن، تکیده
با محاسن سفید دیدم، یک عرقچین هم روی سرش بود و چهره مهربونی داشت که از کنارم رد شد ...
نمیدونم چرا این آدم موند توی ذهنم ...
در هر صورت مدت 20 دقیقهای که توی تیمچه بودم ندیدمش ... وقتی داشتم بر میگشتم دیدم به به!!!
این حاج آقای دوست داشتنی من داره دولا دولا راه میره و کلی بار روی کولش هست ...
میخواستم همونجا وایسم و بزنم توی سر خودم ..
متاسفانه چون جمعیت زیاد بود و پنجشنبه بود نمیشد بایستم
و مجبور شدم با حاجی کلی از مسیر رو تا داخل مسجد شاه همراهی کنم ...
و کاری هم ازم برنمیومد ... میخواستم ازشون عکس بگیرم که گوشی همرام نبود ...
خودم هم که نمیتونستم باری از دوشش بردارم
شاید میشد 70 سالش ... اما هنوز کار میکرد ... کار بد نیست اما نه باربری
این نشون میده این بابا دنبال روزی حلاله ... که بدبختانه پول حلال هم کمه و راحت به دست نمیاد
همه جوونها راست قامت و این پیرمرد خم شده بود و بابری میکرد ...!
نمیدونم چطوری کسبه دلشون اومد بهش بار بدن ببره ... همه با چرخ میبرن این روی کولش میبرد ...
چند روزه این اتفاق توی ذهنمه و نمیدونم چه کنم ...
گاهی میگم برم بازار پیداش کنم ببینم اگر کسی از اطرافیانم کار سبکتر سراغ داره بسپرم تا این بنده خدا هم
راحت شه ... ا
نمیدونم
یا علی
شکوائیه از کی به کجا !؟
به نام خدا
شما فرض کن یک جملهای رو یا یک تصویر شایدم یک مفهموم هر روز برات به دفعات تکرار بشه..
چی میشه !؟ معلومه اون مفهوم در ذهن تو نهادینه میشه و ذهنت و پر میکنه
و بعد بازتابش در زندگی روزمرت خواهد بود.
چرا اینا رو گفتم !؟ دلم پره ... پر...
وقتی این شلوغیها انتخابات و فریبکاریها شروع شد
اونقدر خانواده من متاثر شدن که کلن تلویزیون ایران تحریم کردیم
و یک رسیور برای حال خریداری کردیم تا همه خانواده از برنامههای متنوع آنتن استفاده کنن
پیش تر از اون رسیور و دم و دستگاه داشتیم اما اصلن نگاه نمیکردیم
و در حال نبود .. چون خوشمون نمیومد این ابتذال وسط خونه باشه
بهرحال در اثر این ناهنجاریهای انتخابات و
از لج ضرغامی از خرداد ماه ما تلویزیون ایران ندیدیم و گوشمون راحت شد و کمتر جوش زدیم
اما توی دردسر بدتری افتادیم
بابا هر کانالی میزنی ... کل بحث پیرامونه روابط دو جنس مخالفه و کلی حاشیه
یکی زن داره صد تا دوست دختر هم داره
یکی شوهر و بچه داره دوست پسر داره
یکی دیگه مریضه .. یکی سفیده عاشق سیاه میشه
یکی طنازی میکنه
خفمون کردن
تابلو شدن اینا با این تهاجم فرهنگی و شستشو مغزی
همینه جوونهای ایرانی توی خیابون مثل فشیونرا هستن
بابا ولله در اروپا از این خبرا نیست
اگر با این ریخت برید بیرون قطعن فکر میکنن مغز این آدم معیوبه و عضو گروه خاصیه
اینا همش برای ما هست
برای اینکه فکرمون نصاحب کنن و ما را عقب نگه دارن
اصلن چرا اکثر اخبار فرانسه 24 و بی بی سی ورد در ارتباط با بدبختیهای آسیا و آفریقاست
اینا هدفشون ما آسیائی های با ریشه و باهوش هستیم
میبینن نفت داریم
گاز داریم
میگن بذار سرشون گرم کنیم و در ازاء اون گازشون میگیریم
حالا چرا اول گفتم اگر یک مفهومی براتون هر روز بارها تکرار بشه چه اتفاقی میفته !؟
هیچی میشه مملکت شیر تو شیر ما (جوونها میشینن پای همین آنتن و کانالهای مستهجن)
دختر و پسر از بس که میبینن همه رابطه ج ن س ی دارن ... بدبختها توی کوه
توی ماشینشون و هزار جای دیگه
خلوت میکنن
هر دفعه رفتم کوه یک افتضاح کاری از اینا دیدم
بنده زیاد آدم عیب جویی نیستم
ولی واقعن میرم کوه سرم هر طرف میچرخونم یه خلوتی میبینم (بسه بابا)
خلوت این آدمها یک موضوع کاملن خصوصیه که اصلن نباید نمود عمومی داشته باشه
بله در اروپا اینطوره
فرانسه
ایتالیا
اما اینها هم کارشون غلطه
اشتباه میکنن و چوبش با آسیبهای اجتماعی و بچههایی که میمونه رو دستشون و میبخشن به دیگران میخورن
بله در اروپا هم همجنس گرایی و ازدواج ه م ج ن س گرایان قانونیه
اما قانون شیطانه
من نمیگم اینجا بهشته
ولله بنده هم طالب اسلام حقیقی هستم نه این اوضاعی که داریم
اما ما نمیتونیم یهو قوانین و نوع فرهنگ غرب و بدون آمادگی وارد کشور خودمون کنیم
وقتی میرم کوه دلم میگیره
با خودم میگم پس من چرا تنها هستم !؟
ببخش
دلم پر بود
پایان شکوائیه
یا علی
مجادله در ادبیات بر سر یک خال
به نام خدا
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
فاطمه دریایی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟
میلاد پربرکت امام رضا (ع) مبارک
به نام خداوند پاک
این هم پیامک قشنگی که امروز دریافت کردم:
"زائری بارانیام آقا به دادم میرسی؟
بیپناهم، خستهام مولا، به دادم میرسی؟
گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگیام
ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بستهام،
هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی؟"
اربابمون امام رضا(ع) نه از سر اغراق که به طور شگرفی رئوف هستند.
بنده به مدت سه سال در جوار بقعه منوره ایشون زندگی کردم
و یک سال اول ندرتن خدمتشون میرسیدم و عرض ادب میکردم ... چون از خصوصیات وجودی این
حضرت بزرگوار آگاه نبودم .. بعد از یک سال طوری شد که دیگه دل کندن از آقا برام ممکن نبود
هر شب نماز مغرب خدمت ایشون میرسیدم و منور به نور الهی ایشون میشدم.
با تمام روسیاهیم وقتی از حرم بیرون میومدم به حدی احساس سبکی میکردم که
انگار باری بر دوشم بوده و برداشته شده...
و الان حسرت اون روزها در دلم هست..
متاسفانه خیلی کم هستند مشهدیهایی که خدمت آقا برسن .. نمیدونم چرا!
بهرحال بنده هم در یک سال اول داشتم شبیهشون میشدم
که آقا خودشون لطف کردن و کمی آدم شدم.
بهترین سلامها، درودها و رحمت های الهی بر روان مطهر اربابم رضا
یا علی


