فلسفی که نه اما کمی عمیقتر
به نام خدا
خدایی که هر شب قبل خواب بهش یادآوری میکنم که خیلی دوسش دارم تا یادم بمونه اون عاشق منه
فلسفه جدیدی برای زندگی پیدا کردم و اون اینه که، هر انسانی برای انجام کاری به اینجا میاد، فرصتها بهش عطا میشن که به خوبی اون کار رو به سرانجام برسونه، و هر روز و هر روز بهش لحظهها هدیه میشن تا رسالتش رو انجام بده
استادی در دانشکده پیشین داشتم که این هفته دوباره فرصت کردم بعد از یک سال و اندی به دیدنشون برم، بودن با ایشون خیلی من رو متعجب میکنه و بهم انرژی میده تا به خودم ایمان داشته باشم که توانایی اونچه بر عهدم گذاشته شده رو دارم
این خیلی به من انرژی میده، اینکه هدف والایی هست و اینکه من اونقدر مهمم که زیر ذره بین خدا هستم و فکر میکنم اون منتظره تا من آماده انجام وظیفه بشم...
در هر صورت فکر میکنم اگر تا الان زندهام معنیش اینه که هنوز کاملش نکردم و یا هنوز شروعش نکردم...
همین....
فقط دوست داشتم بنویسم...اما چیزهایی که نوشتم واقعا بخشی ار ایدئولوژی من بودن


