هرگز نخواب کورش
هرگز نخواب کورش، دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در، هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید،
البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند،
آتش فشان ندارد
دیوسیاه دربند،آسانرهید و بگریخت
رستم در این هیاهو،گرز گران ندارد
روز وداع خورشید،زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر! ز خاکبرخیز، میهن جوان ندارد
دارا !کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد
کوآن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش، ای مهرآریایی
بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد
یک شمع روشن کن
|
This website is dedicated to those brave Iranians who have lost their lives during peaceful protests for democracy which took place after the disputed 12 June 2009 election results in Iran . |
اين وب سايت تقديمي است به ايراني هايي كه جانشان را در اعتراض به نتايج انتخابات 22 خرداد در راه دموكراسي خواهي و آزادي ايران از دست دادند
بيايد يك ميليون شمع براي يادبود اين اشخاص روشن كنيم
http://www.iranian-heroes.org
یک داستان تلخ
به نام خداوند پاک و بی همتا
یکی بود یکی نبود.
چوپانی بود که در نزدیکی ده، گوسفندان را به چرا می برد.
مردم ده همه گوسفندانشان را به او سپرده بودند
تا از آنها مراقبت کند و به چرا ببرد.
چوپان، هر روز که گرسنه میشد، گوسفندی را میکشت.
کباب میکرد و خود و بستگانش با آن سیر میشدند.
سپس فریاد میزد: گرگ. گرگ. ای مردم. گرگ...
مردم ده سرآسیمه میرسیدند و میدیدند که مانند همیشه،
کمی دیر شده و گرگ گوسفندی را خورده است.
مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند
و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین و خونخوارترینها.
چوپان به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها،
دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد.
هنوز چند روزی نگذشته بود که دوباره،
صدای فریاد چوپان به گوش رسید.
مردم دویدند و خود را به گله رساندند
و دیدند گوسفندی خورده شده است.
یکی از مردم، به بقیه گفت:
ببینید. ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است.
هنوز خرده هایی از گوشت سرخ شده
گوسفندانمان باقی است.
بقیه مردم که تازه متوجه شدند چوپان، دروغگوست،
فریاد برآوردند: دزد. دزد. دزد را بگیرید...
ناگهان چهره مهربان و دلسوخته چوپان تغییر کرد.
چهره ای خشن به خود گرفت.
چوب چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد.
سگها هم او را همراهی میکردند.
برخی مردم زخمی شدند. برخی دیگر گریختند.
از آن شب، پدرها و مادرها برای بچه ها، در داستانهای خود شرح میدادند که:
عزیزان. دورغگویی همیشه هم بی نتیجه نیست.
دروغگوها میتوانند از راستگویان هم سبقت بگیرند.
خصوصاً وقتی پیشاپیش، چوب، گوسفندها
و سگهای نگهبانتان را به آنها سپرده باشید...
هوشیار باش ای ایرانی
از اونجا كه شركت نوكيا سيستم شنود موبايل هاي نوكيا را به دولت فروخته است .
اولاًنوكيا ديگر گوشي مورد اطميناني نيست.
دوماً بايد به نشانه اعتراض از خريد اين گوشي در بازار خودداري كنيم.
لطفاً اين رو به بقيه دوستان ووبلاگه اطلاع دهيد تا با يك حركت جمعي
خريد اين گوشي در ايران از سوي مردم تحريم شود
دقت کنید ... خیلی مهم
به نام خداوند سبحان
کسانی که خط موبایلشون IR-TCI یا IR-MCI هست،
دقت کنید که اگر خط بین IR و MCI یا TCI نبود یا یک خط زیر کل این دو واژه انگلیسی قرار داشت
به این معنی هست که خط شما تحت کنترله... بنابراین گوشیتون رو حتما خاموش کنید و حتی
سیم کارت رو هم در بیارید.
همچنین سعی کنید بعد از اتصال اس ام اس پیامک ندید .
لطفن خبررسانی کنید.
نامه سرگشاده مهندس عبدالعلی بازرگان به رهبر جمهوری اسلامی
|
یابن الحسن آقا بیا
غمی غمناک
شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای این شب چه قدر تاریک است
خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است
شعر: مرحوم سهراب سپهری


