دیروز هم روزی بود
دیروز با معید پیش استاد بودیم. مرد ساده ای که غیر از راجع به خدا صحبت دیگه ای نمیکنه.
مردی که خضوعش، ادبش و آرامشش انگیزه ای تازه در انسان ایجاد میکنه. انگیزه ای برای
پیدا کردن راهی نو به سوی خدا. استاد بیشتر از اینکه ذهن آدم رو متمرکز مسائل پیرامون
کنه در انسان گفتگوی درونی فراهم میاره. اون واقعا رهرو راه خداست، بهشون افتخار
میکنم؛ با اینکه بستگی ایی بین من و ایشون وجود نداره باز هم از وجودشون احساس شعف
می کنم. چند وقت پیش به چهره امام زمان فکر می کردم، به تیپ ایشون به تن صداشون و به
همه چیزهای ظاهری که ممکنه آدم رو حیرت زده بکنه، حیرت نه از حیث جمال که از کمال
سادگی و زلالی. ...همه این مسائل باعث میشه این تفکر در من بیشتر تقویت بشه که خدای
این جهان خدایی است ناظم، عالم، حکیم و دانشمند و در عین تمامی این صفات خدایی
متواضع و شاکر....کسیکه کوچکترین چیزها شاید براش بیشترین اهمیت رو داشته باشن. اما
ما آدمها گاهی اشتباهی به جای اینکه خدا و سلائقش سنگ محکی برای اعمال ما باشه
باورهامون رو سنگ محک خدا قرار می دیم.


