تبليغاتX
برای او می نویسم

سرگردون بین هیچ راهی...

 

به نام آفریننده خلاق،

تازه از کنکور فوق برگشتم، خیلی خیلی خیلی بد دادم.... همه تو خونه برای قبول شدنم دعا کردن و من اونقدر خراب کردم امتحان رو که می ترسم راجع بش حتی حرف بزنم.

باید بگردم دنبال کار....شاید هم برم کلاس برنامه نویسی... نمی دونم چه کاری بهتره برای انجام دادن....فضای حاکم بر جامعه به قدری بد شده که من احساس انزوا می کنم...یعنی انزوا بهترین ماوا برای من شده. برای همینه که دنبال کار گشتن رو دائم به عقب میندازم. تفاوت چندانی نداره، درس، کار یا کلاس پی هر کدوم رو بگیری ناچاری با جمعی روبرو بشی که سنخیتی بین خودت و اونها نمی بینی.

باید ادامه داد تو این فضا !؟ یا برای راندمان بهتر باید فضا رو تغییر داد !؟

می دونم که سفر کردن خیلی خوبه، سفر به جایی دیگه برای تجربیاتی تازه...اما تضمینی نیست که تجربیات جدید آدم رو به مقصود برسونه یا نه...

کاش خدا هم یک مرکز مشاوره داشت و من می تونستم زنگ بزنم و یه وقت ویزیت ازش بگیرم....به راستی که خود شناسی اساس خدا شناسیه... اگر آدم خودش رو هدفهاش رو و توانایی هاش رو به خوبی شناسایی کنه وقت کمتری رو از دست میده و امیدش به آینده ای که برای خودش تنظیم کرده بالاتر میره....

پس ای کاش خدا یه کلاس خودشناسی هم داشت من می رفتم توش خودم رو می شناختم...

شاید هم این کلاس همین دنیاست با همه پیروزی ها و شکست هاش....و شاید هم این کلاس همین جا باشه درون ذهن آدم...و تو دل آدم.. اگر فرض بگیریم علائق کاملا مشخص باشن به دنبال علائق رفتن آدم رو معمولا کمتر پشیمون می کنه و یا چیز مهم دیگه ای هم هست...

نزدیک دو ماهه که با این موضوع درگیرم....از وقتی پروژم رو دفاع کردم و از دانشکده بیرون اومدم عین آدم های سرگردون همش به دور و برم؛ به گذشته نگاه می کنم و هر چقدر گذشته رو بررسی می کنم چیزی پیدا نمی کنم که بشه بهش گفت توانایی و یا علاقه قلبی ...

بینهایت سردرگمم

این زندگی منه و من هنوز نمی دونم باید باهاش چی کار کنم...

 

!! نوشته شده توسط مجیب | 13:9 | پنجشنبه سی ام خرداد 1387 •

بین الطلوعین را نخواب

 

هو الذی لا اله الا هو

بارها شده که بعد از نماز صبح نخوابیده ام، و این نخوابیدن با تصمیم و ارادۀ قبلی نبوده

در واقع خوابم نمیامده

چیزی که برایم در اینچنین روزهایی اتفاق می افتاد

شاداب و پرانرژی بودنم به طور محسوس بود

طوری که وقت ظهر که همه چرت می‌زدند من پر از انرژی بودم و آماده

حتّی تا ساعت 12-11 شب هم راندمان کارم بالا بود

گاهی از این مواقع به کسانی که خواب بودن

می‌گفتم شما خوابید و من بیدار

من چیزی را احساس می‌کنم که شما تجربه نمی‌کنید

و باعث افتخارم بود که با طبیعت همراه هسستم

امروز تصمیم گرفتم از بین‌الطلوعین بنویسم

 

بین الطلوعین یعنی بین دو دمیدین(طلوع) روشنایی، یعنی بین طلوع فجر(نماز صبح) تا طلوع آفتاب و زمانی که هوا تقریبا گرگ و میش شده به عبارتی بین دو طلوع همان بین دو شرق است، یک شرق یعنی طلوع صبح کاذب که خیط ابیض و شرق دوم یعنی طلوع صبح صادق که طلوع آفتاب است. در درس فیزیولوژی هورمون استاد می‌فرمودند که هورمون سوماترون که هورمون رشد هست در وقت خواب و بازه زمان معینی ترشح میشود بنابراین سعی نکنید زیاد شب بیداری را تحمل کنید چون ترشح این هورمون کمتر می‌شود و رشد قد و تناسب وزن دچار اختلال می‌شود، در سایت تبیان که مقاله‌ای دربارۀ بین‌الطلوعین دیدم هم با این موضوع مواجه شدم، و در مورد ترشح آدرنالین هم مطالبی عنوان شده، پس می‌توان نتیجه گرفت رابطه مستقیمی بین زمان خوابیدن و ترشح هورمون‌های مذکور وجود دارد، اگرچه این رابطه مدتهاست کشف شده، امّا کمتر بیداری در بین‌الطلوعین به عنوان یک امر واجب از لحاظ فیزیولوژیک توصیه شده است، گاهی شنیده‌ایم که می‌گویند سحزخیز باش تا کامروا باشی؛ شاید همان بیداری در بین‌الطلوعین سحرخیزی باشد، هر چند سحرخیزی برای هر شخصی معنی منحصری دارد.

 

امّا مهمترین مزیت بیداری در بین‌الطلوعین شادابی است، شادابی در عصر ماشینی و صنعتی امروز مانند مروارید نایاب است.

 

یا علی

!! نوشته شده توسط معید | 4:43 | سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 •

افشاگری دانشجویان دانشگاه زنجان

به نام پاک ترین

امروز در دانشکده خبر رفتار غیر اخلاقی و شلوغی بی سابقه دانشگاه زنجان را شنیدم، در گوگل کلمه کلیدی " معاون دانشجویی زنجان" را وارد کردم و لینک‌هایی در نتیجه نمایش داده شدند  که خود  بدون کلیک گویای مطلب بودند. به نظر می‌رسید فیلم این داستان در YouTube وجود دارد، باعث تأسف هست افرادی که قلب و ذهن آنها حامل بخشی از علم لا یزال الهی است با چنین رفتار زشت و شیطانی نام خودشان و دانشگاه را همسان فاسدین و مراکز فساد می‌کنند، جالب اینجاست که در طول سه سال این نوع رفتارهای شرم‌آور در سه دانشگاه مختلف کشور به صورت علنی اعلام شده، خدا از صدها یا هزاران مورد اینچنینی در دانشگاه مطلع هست. با نهایت تعجب امروز خبری نیز از افتضاحات حراست سایر دانشگاه خواندم، در دوره لیسانس، ما به افراد بسیجی و خانمهایی که نقش حراست و نگهداری از دانشجویان را داشتند آبجی کماندو می گفتیم، دریغا که این افراد بیشتر نیاز به کنترل شهوترانی خود دارند.

امّا آن چیزی که بیشتر از خوی حیوانی این افراد برایم عجیب است، وجود گزینه " لینک دانلود" در اینترنت است، چه دلیلی برای بی‌آبرو کردن یک شخص وجود دارد را نمی‌دانم! هنوز ستاره‌های اهداء شده به افرادی یابنده و بیننده فیلم ناپسند منسوب به خانم ابراهیمی راندیده‌ام، می‌شنیدم که با افتخار می‌گفتند: " دیدی؟! من فیلم زهرا ... را دیدم." هرگز تمایل نداشتم و نخواهم داشت که چنین لحظه‌هایی را ببینم. تحصن کافی بود و باید ادامه پیدا کند، با این تحصن موافقم امّا وظیفه دانشجویان دستگیر کننده و باهوش دانشگاه زنجان می‌دانم که این فیلم را در اختیار عامۀ مردم قرار ندهند، در این فکرم که اگر دکتر مددی بخواهد توبه کند هم هرگز بخشیده نمی‌شود، حتّی اگر خدا بیامرزدش مردم جانش را شکنجه می‌دهند، او دیگر برای هیچکس دکتر مددی نیست او یک فاسد است که باید چهره‌اش در تلویزین مانند دیگر خلاف کاران مات و چهارخانه‌ای نمایش داده شود، این که او در این حد بی آبرو شود را دوست ندارم. شاید ایشان نیز خودکشی یا دیگر کشی کنند... نمی‌دانم

نمی‌توانم بگویم امیدوارم روزی لحظه‌ای یا ثانیه‌ای در عالم خاکی هرگز چنین رفتار‌های آزار دهنده‌ای رخ ندهد، زیرا امید ندارم و اگر بگویم امیدوارم ناروا گفته‌ام، در تهران دخترانی هستند که مورد تعرض پدر و برادر خود قرار می‌گیرند و هرگز، تأکید می‌کنم هرگز کسی نفهمید جز خودشان و خدای مهربان!

نقش غم‌انگیزی که بر روح این زنان کشیده شد هرگز زدوده نمی‌شود، و با تحصن و یا سنگسار هم نمی‌توان حق این موجودات لطیف را ستاند، زنان در جامعۀ ما مظلوم واقع شده‌اند، نیرنگ شیطان را در هر کشور و دوره‌ای از تاریخ می‌توان دید امّا انتقام از این نیرنگ نیز نیرنگ گونه و فریبکارانه بوده‌ ... عبارتی یعنی پاسخی شیطانی، ما در خود غرق شده‌ایم چه او که فاسد است؛ چه او که متحصن است.

یا علی

!! نوشته شده توسط معید | 22:6 | دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 •

نور

هو النور

 

نور روشن است و روشنگر

 

!! نوشته شده توسط معید | 20:16 | پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 •

نشا’ کوچک

هو الخالق

تقریبا 3 هفته پیش بود که داشتم دانشکده رو ترک می‌کردم،

دیدم باغبونها دارن کلی نشاء گل می‌کارن

نشاء‌ها کوچک بودن و برگهاشون روی خاک خوابیده بودن

 و چشماشون رو به خورشید و آسمون بود

فاصله‌هاشون با هم 30 سانتیمتر میشد،

 نمیدونستم چه گیاهی هستن و انتظار داشتم سال دیگه این فضا دیدنی بشه

الان سه هفته هست که از اون روز می‌گذره و من 14 روز نرفتم دانشکده

دیروز که داشتم از دانشکده می‌امدم بیرون کلی گل بنفش با طیفهای زیبا دیدم

ارتفاع ساقه‌هاشون نیم متر بود

و آنقدر با هم مهربون بودن که اصلا نمی‌تونستی خاک رو ببینی

خیلی فکر کردم

دیدم به خاطر نمیارم این گلها قبلاً اینجا بوده باشن!

فضا‌ی گل کاری همون فضا‌ی 3 هفته پیش بود

اما گلها رو نمی‌شناختم

سرانجام فهمیدم این گلها که دارن طنازی می‌کنن همون نشاء‌های 3 هفته پیشن

رشدشون باورنکردنی بود

به خودم گفتم: " تو در این سه هفته چقدر رشد کردی؟!"

بیشتر خجالت کشیدم

درگیری‌ها و روزمرگی‌ها غافلم کرده

صبح برو دانشکده

عصر با خستگی  برگرد

و سعی کن بتونی حداقل 4 کلمه تا شب با خانوادت صحبت کنی

و برای روحت، آرامشت وقت نداشته باشی

شاید وقت نذاشتن عبارت درستی باشه!

 

التماس دعا

یا علی

 

 

!! نوشته شده توسط معید | 8:6 | چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 •

ویروس invitation

به نام خدا

سلام

امروز این ایمیل رو دریافت کردم

بهتر دیدم در وبلاگ هم عینا قرار بدم تا از این طریق  دوستان آگاه بشن.

چیزی از متن ایمیل رو تغییر ندادم.

یا علی

PLEASE FORWARD THIS WARNING AMONG FRIENDS, FAMILY AND CONTACTS:
You should be alert during the next days:


Do not open any message with an attached file called 'Invitation' regardless of who sent it, It is a virus that opens an Olympic Torch
which 'burns' the whole hard disc C of your computer.



This virus will be received from someone who has your e-mail address in his/her contact list, that is why you should send this e-mail to
all your contacts. It is better to receive this message 25 times than to receive the virus and open it.

If you receive a mail called ' invitation ' , though sent by a friend, do not open it and shut down your computer immediately. This is the
worst virus announced by CNN, it has been classified by Microsoft as the most destructive virus ever.

This virus was discovered by McAfee yesterday, and there is no repair yet for this kind of virus. This virus simply destroys the Zero
Sector of the Hard Disc, where the vital information is kept


SEND THIS E-MAIL TO EVERYONE YOU KNOW ,

COPY THIS E-MAIL AND SEND! IT TO YOUR FRIENDS

!! نوشته شده توسط معید | 15:34 | یکشنبه پنجم خرداد 1387 •

شرحی بر مشهد

بسم الله الرحمن الرحیم

قصد داشتم این پست رو دیشب بنویسم که به دلیل خستگی زیاد نشد

مدتی که مشهد زندگی کردم- این روزها و این ماه دیگه پایانش هست- چیزهای عجیب غریب دیدم که هرگز در هیچ شهر ایران و جای دیگه دنیا ندیدم

1-      بلطی 30 تومانی اتوبوس دقیقا عین چک پول 300 ریالی هست !

یعنی اگر پول خورد نداشتید می تونید از این 30 تومانی‌ها  استفاده کنید.

اولین بار که چنین چیزی رو دیدم خشکم زد و شاکی بودم که چرا به من بلیط می دید !

اما الان دیگه حل شده و شکوه نمی‌کنم

2-      اتومبیل ها به راحتی د رمقابل پلیس راهنمایی و رانندگی از چراغ قرمز عبور می‌کنن

3-      مطلقا عابر پیاده توسط رانندگان دیده نمی‌شه و هر آن ممکن هست به ملکوت اعلی یا بیمارستان با شکستگی‌های متعدد بپیوندید.

4-      پیرمردها هم در این شهر با فجیعترین ظاهر چشمشون دنبال خانم هاست البته نه همشون اما اکثرشون

5-      در مشهد هر مدل ماشین که فکرش رو بکنید مسافر‌کشی می‌کنه، البته نه اون مسافر، منظورم که واضح هست!

امروز دارم میرم پیش خانوادم انشاءالله، به همین دلیل دیروز رفتم از آقا خداحافظی کنم در مسیر برگشت رفتم خرید سوغاتی، چون عجله داشتم و باید زود میرسیدم خونه تا به تاریکی نخورم مجبور شدم برای رسیدن به شیرینی فروشی شخصی سوار شم با صلوات و دعا . احساس کردم یه جوریه این ماشین دقت که کردم دیدم بله حاج آقا اصلا آینه نداره.. و با اون وضع داشت مسافر کشی می‌کرد

6-      مورد ششم بالایی بود.

7-      وقتی شیرینی خریدم داشتم بر می گشتم، دیدم همش راننده سرش و می‌بره به سمت پیاده رو انگار دنبال کسی می گرده ... شروع کرد بی مقدمه به صحبت کردن .. من هم که اصلا حواسم نبود گفتم چی می گید آقا ، گفت خانم مامور خانم نیست؟ گفتم: متوجه نمی‌شم! گفت مامور نیست این خانم‌های بد حجاب و بگیره؟ منم اصلا حوصله بحث نداشتم و می خواستم زود برسم خونه ... گفتم: چی بگم ! هرچند برای حاج آقا که بد نشده بود خانم‌های خوش تیپ و فشیونر و خوشگل و چشم چرونی !

اگر فضای این شهر غریبانه هست به دلیل همین غیر عادی بودن‌هاشه

 

یا علی

 

 

!! نوشته شده توسط معید | 8:42 | یکشنبه پنجم خرداد 1387 •

RSS